
وقتی سیاست از تجربه ی زیسته ی مردم فاصله می گیردملت ها نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به سبب ضعف نهادهای فراگیر شکست می خورند. نهادهایی که مردم را در تصمیم گیری، فرصت و آینده شریک نمی دانند، - ملت ها نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به سبب ضعف نهادهای فراگیر شکست می خورند. نهادهایی که مردم را در تصمیم گیری، فرصت و آینده شریک نمی دانند، دیر یا زود سرمایه ی اعتماد را می سوزانند. سعید خادمی - اعتماد عمومی نه یک مفهوم تزیینی در ادبیات سیاسی است و نه امری صرفاً اخلاقی؛ یک متغیر واقعی و تعیین کننده در کارآمدی حکمرانی است. جایی که اعتماد وجود دارد، سیاست ها با کمترین اصطکاک اجتماعی اجرا می شوند، بحران ها به فروپاشی نمی انجامند و جامعه، حتی در شرایط سخت، توان بازسازی خود را حفظ می کند. اما وقتی اعتماد فرسوده می شود، هر تصمیم، حتی اگر درست باشد، با سوءظن مواجه می شود و هر خطا به نمادی از یک ناکارآمدی بزرگ تر تبدیل می گردد. در چنین وضعیتی، هزینه ی حکمرانی به طور تصاعدی افزایش می یابد و دولت ناخواسته وارد چرخه ی فرساینده ی کنترل، انکار و توجیه می شود. جامعه شناسی سیاسی سال هاست بر این نکته تأکید دارد که مشروعیت، صرفاً حاصل مبانی حقوقی یا سازوکارهای رسمی نیست؛ مشروعیت بیش از هر چیز، در تجربه ی زیسته ی مردم شکل می گیرد. برچسب ها: اعتماد - تصمیم - کارآمدی - مردم - فراگیر - اعتماد عمومی - ملت ها |
آخرین اخبار سرویس: |